تبليغاتX
خورشید هشتم

 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السلام

یا امام رضا 

 دلم ، ایمانم و همه ی باورم را به مشبکهای ضریحت که پنجره های آسمانند گره میزنم

یا امام رضا 

 ای که دور از من و در قلب منی

با خبر باش همه دنیای منی

یا امام رضا

دریاب مرا که دل دریایی من بی تو مرداب است

 

 

 


 

نوشته شده توسط فاطمه در شنبه بیست و هشتم آذر 1388 ساعت 18:13 موضوع | لينک ثابت


کبوترانه

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السلام

دوباره آمده ام تا دوباره در بزنم

کبوترانه در این آستان پر بزنیم

به نا امیدی ازاین در نمیروم هرگز

اگر جواب نگیرم دوباره در بزنم

خدا مرا به حقیقت ولی شناس کند

که حلقه بر در این خانه بیشتر بزنم

سواد نامه من رنگ صبح خواهد داشت

شبی که بوسه بر این چشمه ی سحر بزنم

بیاد غربت تو عهد کرده ام با خود

که لاله باشم و صد باغ بر جگر بزنم

خدای را کمی ای زائران درنگ کنید

که خاک پای شما را به چشم تر بزنیم

به من هر آنچه که بخشیده اند توفیق است

مباد آنکه دم از دولت هنر بزنم

اگر چه خارم و نسبت به گل ندارم باز

خوشم که گاه گداری به باغ سر بزنم

اگر شمیمی از این بوستان بمن برسد

معاشران به خدا تاج گل بسر بزنم

من آشنای همین درگهم ، خدا نکند

که رو به غیر کنم یا دری دگر بزنم

صفای تربیت باغبان ، حرامم باد

که در مجاورت گل دم از سفر بزنم

اگر چه غرق گناهم سفینه ام اینجاست

مراد و قبله ام اینجا ، مدینه ام اینجاست


 

نوشته شده توسط فاطمه در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 ساعت 14:54 موضوع | لينک ثابت


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السلام

دل من کبوتره

تو حريمت مي پره

صداي بال دلم

 آغام از هر چي که خوبه بهتره

 دل و دلدار و دلبره

کيه که به من جون ميده جونم به فداش

کيه گره وا مي کنه با خنده هاش

 کيه که دواي مريضا خاک عباش

کيه که قيامت مي کنه قد و بالاش

کيه که عسل ميريزه ازلعل  لباش

 يا امام رضا

 يا امام رضا


 

نوشته شده توسط فاطمه در دوشنبه شانزدهم آذر 1388 ساعت 23:35 موضوع | لينک ثابت


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السلام

سلام من به شما اي امام غريب و مهربون ميخوام يه چيزي بگم ميدونم ازتون دور هستم اما ميدونم وقتي اين مطلبم باز بشه نزديك حرم شما باز مشيه و شما اينبار منو ميبينيد كه نوشتم  اي امام مهربون دل شكسته ای دارم و پر درد و میدونید توی دلم چی میگذره دوست دارم کمکم کنید تا از این همه فشار روحی نجات پیدا کنم

چه ميشود گره از اين دو چشم خسته وا كني

چه ميشود به خلوتت براي من دعا كني

  به آسمان چشم تو منم كه خار ديده ام

چه ميشود كه خار را به دست خود جدا كني

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

 بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی ؟

گر چه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی ؟

  ازکبوترهاکه میپرسم نشانم میدهند

 گنبدو گلدسته هایت رابه دادم میرسی ؟

من دخیل التماس رابه چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرابه دادم میرسی ؟

 


 

نوشته شده توسط فاطمه در یکشنبه هشتم آذر 1388 ساعت 22:44 موضوع | لينک ثابت