تبليغاتX
ღخورشید هشتمღ
 

بر خاک مذلت زده‏ام پیش تو زانو
قربان تو ای شاه مگردان ز گدا رو

توحید که در هر دو جهان حصن امانست‏
محکم ز ولای تو شد آن قلعه و بارو

شاها به شفاخانه‏ی تو روی نهادیم‏
بیمار گنه را تو طبیبی و تو دارو

از دست هوسها چو من افتاده‏ام از پا
اینجا به پناه آمدم ای ضامن آهو

شوید ز ادب گرد ضریح تو سرشکم‏
چون فرش تو را دیده کند با مژه جارو

هرگز نشوم در دو جهان بی‏کس و نومید
هرگز ننهم سر ز غم و غصه ز زانو

دارم چو رضا تا که «حسان» سرور و آقا
چون فاطمه تا هست مرا بی‏بی و بانو


 

|+| نوشته شده توسط فاطمه در شنبه دوم اردیبهشت 1391  |
 سلطان دین

ای رحمة للعالمین‏
ای لنگر عرش مکین‏
ای نور چشم مرتضی‏
آقا علی موسی الرضا
مولا علی موسی الرضا
ای مظهر جان آفرین‏
ای سرور اهل یقین‏
سلطان دین مصطفی‏
آقا علی موسی الرضا
مولا علی موسی الرضا
عشق تو شد آئین ما
سلطان توئی در دین ما
ای شافع روز جزا
آقا علی موسی الرضا
مولا علی موسی الرضا
چون صاحب رأفت توئی‏
دروازه‏ی رحمت توئی‏
بر جان من عشقت فزا
آقا علی موسی الرضا
مولا علی موسی الرضا


 

|+| نوشته شده توسط فاطمه در جمعه چهارم فروردین 1391  |
 

میرسم از صحن جمهوری چشمان دلت

 تا ضریح سبز گیسوی پریشان دلت

 میرسم از غربت چشمان باران خورده ام

 کوه بکوه منزل به منزل تا خراسان دلت

 بی پناهم خسته ام مولای من

 کم از اهو نیستم آقا به قربان دلت

 کاش نام ما هم ثبت می کردید عاقبت

 در میان دفتر سرخ شهیدان دلت

 باز می لرزد درون سینه آهوی دلم

 ضامن آهو دو دست ما به دامان دلت

|+| نوشته شده توسط فاطمه در چهارشنبه سوم اسفند 1390  |
 

 

 

 

 

بر جمال این دو یاس بى قرینه بنگرید

گاه سوى مکه گه سوى مدینه بنگرید

محور اسلام و قرآن در ثبات از این دو مَه

مکتب توحید باشد در حیات از این دو مه

روشن آفاق تمام کائنات از این دو مه

منجلى اوصاف بى پایان ذات از این دو مه

17 ربیع الاول ولادت پیامبر مهربانی و  رئیس مذهب ، صادق آل عبا مبارک باد

فرا رسیدن شهادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت  ثامن الحجج حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام خدمت فرزند گرامیشان امام جواد علیه السلام و به پیشگاه امام زمان (عج) و دوستداران آن حضرت تسلیت عرض میکنم

ماه صفر به پایان می رسد.شهادت امام هشتم در آخرین روز این ماه، پایان دو ماه سوگورای است.از آغاز محرم ، سرشک غم باریده ایم ، تا عاشورا ، اربعین ، بیست و هشتم صفر و سرانجام روز شهادت حضرت رضا علیه السلام.اینک جهان تشیع در سوگ غریب خراسان است ، والا مردی که در راه آرمان ، و برای کسب خشنودی حضرت حق ، شکیبا و استوار ، رضای الهی را به جان پذیرفت و رهروان طریق توحید را تا رسیدن بر قله های شرف و وادی رستگاری رهنمون شد. هشتمین مظلوم ، عصاره ایمان و هدف ، آمیزه ای از دانش و تقوا ، عبادت و بینش، مبارزه و پایداری و اراده و همت بود.او ، هر چند در اوج عزت و جلال ، اما اسیر ظلم مأمون بود.آنگونه که گاهی از خدایش، مرگ می طلبید.آه از آن انگور مسموم ، که رضای آل محمد علیهم السلام را به رضوان برد.وای از آن زهر جفا که امام جواد را یتیم کرد و داد از آن مرگ غریبانه که حضرت معصومه علیهاالسلام را درحسرت دیدار پدر ، گریان نهاد

امروز میهن ما ، غرق در ماتم است؛ماتم رضای غریب و غریب آشنا ، والا مرد میدان معنویت ، ستاره گرانقدر آسمان عصمت و طهارت، گنجینه علوم الهی ، ترجمان کتاب نفیس وحی و پهنه وسیع هدایت.اما میهن ما خرسند است که آغوش بر معارف زلال رضوی گشوده است. امروز امت ما، گرچه در سوگ رضای اهل بیت نشسته است، اما خرسند است که نعمت ولایت دارد. آری ، همان ولایت و رهبری که امام رضا علیه السلام بر آن تأکید داشت و پیروان خویش را به آن سفارش می فرمود، اکنون در خاک شهید پرور این دیار ، تحقق یافته است ، و «سید خراسانی» به نیابت از آن حجت های معصوم الهی ، فرمان می راند و هدایت می کند

در صحن و سرای تو ، هم اینک همه ذوقمندان و مشتاقان را به وضوح نظاره می کنم. کبوتران فوج فوج دانه محبت برمی چینند و پرواز عشق می کنند ، و بر فراز گنبد تو که به نگینی برانگشتری این دیار می ماند، می چرخند و می چرخند و دل مرا هم همراه می برند.و با هر فرود ، به تبرک سر بر خاک آستان تو می سایند.پرنده نگاهمان ، بر در و دیوار سر می کوبد و عاشقانه تو را می جوید.اینک زلال زمزمه ها راهر چه صریح و رسا می شنوم و دست های نیازمند عاشقانی را می بینم که دانه های بلورین اشک را ، خالصانه به پیشگاه دوست هدیه می دهند و دست های نوازشگر ایمان را به گرمی می فشارند.خدایا ، مِهر آل علی را در دل ها بیفزای ، و غم شیعه را با ظهور خورشید پنهان ، به سرور مبدّل ساز و اشک دیدگانمان را در سوگ غریب خراسان ، با نسیمی از کوی یار ، به حضرت رضا علیه السلام برسان.سلام بر تو ، ای غریب آشنا ، ای حضرت رضا علیه السلام.

درغم شهادت امامی به سوگ نشسته ایم که در بیست و چند سالگی در مسجد رسول می نشست و برای مردم فتوا می داد.مردی که نسبت به مسایل فکری و اعتقادی وشبهه های دانشمندان ادیان و مذاهب مختلف ، جوابی حاضر و پاسخی دندان شکن داشت.اخلاقش نیکو و برخوردش کریمانه بود.فرزند پیامبر بود و وارث خلق و خوی آنکه برای تکمیل مکارم اخلاق برانگیخته شده بود.آری امام رضا علیه السلام وارسته ای زاهد و دانایی بی نظیر بود. به دانش و تقوای او همه اعتراف داشتند. حتی دشمن خونی اش مأمون، چندین بار و به مناسبت های گوناگون ، از آن امام به عنوان داناترین ، عابدترین و وارسته ترین مرد یاد کرده است.و اینک ای آفتاب ، ای خورشید هشتم ، ای پناهگاه همه غریبان ، ای مظلوم خراسان ، سلام و درود خدا و فرشتگان نثار روح بلندت باد

سلام بر تو ای خورشید تابان خراسان که تمام انگورها ، مرثیه خوان واپسین لحظات تواند

 

سلام بر تو ای عصمت هشتم! کوچه های توس، هنوز بوی عطرآگین تو را می دهد و آوای غریب ملایک هنوز در طواف حریم کبریایی ات به گوش می رسند

 

شعری به مناسبت شهادت امام رضا علیه السلام

باشد که زندگانی سر برد عاشقانه

هر چند باد ما را عمری برابر گل

 او چون بهار پرپر گردیده است،اما

در مشهدی که دارد گسترده بستر گل

 بس این بهار دارد پنهان سر شکفتن

افکنده عطر او شور چون باده در سر گل

|+| نوشته شده توسط فاطمه در دوشنبه سوم بهمن 1390  |
 

هفتم صفر ، سالروز ولادت امام موسی کاظم علیه السلام هفتمین امام شیعیان مبارک باد

 

یابن موسی یا رضا ای ملجأ شاه و گدا
دست ما بر دامنت ای مظهر لطف خدا
ای امام مهربان وی چاره‏ی بیچارگان‏
ای شفای مستمندان وی دوای دردها
ای مسیحا دم پی درمان بکویت آمدیم‏
دردمند و مضطریم،حاجاتمان بنما روا
کو بکو ای جان جانان تا بکویت آمدیم‏
دست ما گیر از کرم ای منبع لطف و سخا
ما بدین بحر کرم عذر گناه آورده‏ایم‏
ای شفیع المذنبین بپذیر ما را از وفا
ای که بر آهوی وحشی مهربان و ضامنی‏
دوستان را کی کنی محروم و مأیوس از عطا
زائر کوی توایم و بنده‏ی احسان تو
میهمانان را ز خوان نعمتت منما جدا
ای امام ثامن و ضامن پناه انس و جان‏
ای پناه بی‏ پناهان شافع روز جزا
جان به قربان تو ای مسموم و مظلوم و غریب‏
که سپردی جان همی دور از عیال و اقربا
بهجت قلب نبی نور دو چشم فاطمه‏
بر غریبی تو گریان گشته است ارض و سما
ای فدای قلب سوزان تو جان عالمی‏
ای شه مهموم و مغموم ای قتیل اشقیا
وقت مردن بر سرت نه مادر و نه خواهری‏
هر زمان خواندی تقی را با دو چشم پر بکا
ما به دیدار تو در قبر و قیامت منتظر
چشم امید همه سوی تو باشد خسروا
«واحدی» کلب ضعیفی بر در آن آستان‏
بهر حاجات همه برداشته دست دعا

 

 

|+| نوشته شده توسط فاطمه در جمعه دوم دی 1390  |
 رواق برتر

ای برتر از رواق فلک بارگاه تو

کی می رسد مقام سلیمان به جاه تو

خدام آستان تو چون حاملین عرش

عرش خدا بود مگر این بارگاه تو

جاروکشان بارگهت فخر بوالبشر

کحل بصر بود مگر این خاک راه تو

بگذشته ایم از همه عالم به عشق تو

تا آوریم جان خود اندر پناه تو

عمری نهاده رو به خاک رهت

افتد به روی سگ این درگه نگاه تو

 

|+| نوشته شده توسط فاطمه در چهارشنبه دوم آذر 1390  |
 

ای عزیزان به شما هدیه ز یزدان آمد
عید فرخنده ی نورانی قربان آمد

حاجیان سعی شما شد به حقیقت مقبول
رحمت واسعه ی حضرت سبحان آمد

عید قربان به حقیقت ز خداوند کریم
آفتابی به شب ظلمت انسان آمد

جمله دلها چو کویری ست پر از فصل عطش
بر کویر دل ما نعمت باران آمد

خاک میسوخت در اندوه عطش با حسرت
نقش در سینه ی این خاک گلستان آمد

امر شد تا که به قربانی اسماعیلش
آن خلیلی که پذیرفته ز رحمان آمد

امتحان داد به خوبی بخدا ابراهیم
جای آن ذبح عظیمی که به قربان آمد

آن حسینی که ز حج رفت سوی کرببلا
به خدا بهر سر افرازی قرآن آمد


فرار رسیدن سالروز شهادت جانسوز نهمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت جوادالائمه امام
محمد تقی علیه السلام را به تمامی مسلمانان و پیروان راستین مکتب اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام وپدر بزرگوارشان امام رضا علیه السلام تسلیت عرض میکنم

 

سلام بر امام جواد عليه السلام که ۲۵ سال ، خورشید فضیلت را رویاند و شکوفاند و خود

فروزان تر از خورشید تابید و درخشید

 

سلام ما به رخ انور امام جواد درود ما ، به تن اطهر امام جواد

غریب بود و غریبانه جان سپرد و نبود کسى به وادى غم ، یاور امام جواد

 

خورشید سپهر عدل و داد است جواد سر لوحه دفتر رشاد است جواد

در جود و سخا کسی به پایش نرسد چون مظهر جود حق جواد است ، جواد

 

ای شیعه بزن ناله و فریاد امشب از غربت آن غریب کن یاد امشب

مسموم شد از زهر ، جواد بن رضا در حجره ی در بسته ی بغداد امشب

 

ابن الرضا به حجره غریبانه جان سپرد او شمع جمع بود و چو پروانه جان سپرد

مسموم شد ز زهر جگر سوز اُمّ فضل از روی شوق در ره جانانه جان سپرد

  

گشته عالم غرق ماتم در عزاى جوادالائمه کرده زهرا ناله بر پا از براى جوادالائمه

یوسف زهرا به سن نوجوانى گشته مسموم مى‏ دهد جان در میان حجره ‏ى در بسته مظلوم

 

گشته عالم ، غرق ماتم در عزای جواد الائمه

کرده زهرا ناله برپا در عزای جواد الائمه

شد ز بیداد ، شهر بغداد کربلای جواد الائمه 


مظلوم تر از جواد ، بغداد نداشت آن مظهر داد ، تاب بیداد نداشت

می خواست که فریاد کند تشنه لبم از سوز عطش ، طاقت فریاد نداشت

 

آمدم ای شاه ، پناهم بده خط امانی ز گناهم بده

ای حَرمَت ملجأ در ماندگان دور مران از در و ، راهم بده

ای گل بی خار گلستان عشق قرب مکانی چو گیاهم بده

لایق وصل  تو که من نیستم اِذن به یک لحظه نگاهم بده

ای که حَریمت به مَثَل کهرباست شوق وسبک خیزی کاهم بده

تا که ز عشق تو گدازم چو شمع گرمی جان سوز به آهم بده

لشگرشیطان به کمین من است بی کسم ای، شاه پناهم بده

از صف مژگان نگهی کن به من با نظری ، یار و سپاهم بده

در شب اول که به قبرم نهند نور بدان شام سیاهم بده

ای که عطا بخش همه عالمی جمله ی حاجات مرا هم بده

|+| نوشته شده توسط فاطمه در دوشنبه دوم آبان 1390  |
 سلام بر سلطان خراسان؛او که غبار قدمگاهش،سرمه دیدگان ماستღمیلاد نور مبارکღ

روز زيارتي مخصوص امام رضا (ع) (23 ذيقعده) و شهادت آن حضرت به روايتي

در جست و جوی یار

بیست و سوم ذیقعده، روز زیارتی امام رضا علیه السلام است. زیارت، پیش از آنکه با عقل کوته بین آدمی سنجیده شود، حکایت دل را بازگو می کند. زائر اگر بداند و بشناسد که را زیارت می کند، دیگر نمی پرسد: کجاست. پس به راه می افتد و همچون حضرت خضر علیه السلام به دنبال آب حیات و چون موسی علیه السلام در پی عبدصالح روان می گردد. تا برسد، بیابد، بهره گیرد و کامیاب شود. آنچه زائر را به پیمودن راه ها و تحمل رنج سفر وا می دارد، کشش درونی و علاقه قلبی اوست.
همچنین بنا بر روایات شب 25 ذی القعده ، شب مخصوص زیارتی آقا امام رضا (ع) . شب دحو الارض یعنی شبی که زمین آفریده شده و همچنین به روایتی شب شهادت آقا امام رضا (ع) هستیم و در کنار قبر برادر بزرگوار ایشون آقا احمد ابن موسی (ع) و ان شالله که خداوند زیارت امشب ما رو در کنار حرم آقا امام رضا (ع) قرار بده


زیارت، عشق به اهل بیت علیهم السلام
زیارت، نمودی از احساس شوقِ درونی انسان است. چگونه می شود دوستدار پیامبر، اهل بیت و نیکان بود و شوق دیدارشان یا زیارت مزارشان یا دیدن ردّ پا و نشان از کویشان نداشت؟ زیارت، زبان علاقه و وابستگی حقیقی، و نوعی رابطه عاطفی و پیوند قلبی است. زیارت، الهام گرفتن از اسوه ها، تعظیم شعائر و تقدیر از فداکاری ها و پاکی ها و زمینه ساز شناخت و تربیت است. زیارت، طهارت روح، توبه از بدی ها، برگزیدن راهی به سوی پاکی ها و گشودن پنجره ای به سوی نور را به دنبال دارد. زیارت، خود را محک زدن است. آنکه کنار مرقد شهید یا ولی خدا یا پیامبر و امام می ایستد، گویا در برابر آینه ای تمام قد ایستاده که «سیمای حق» و «قامت فضیلت» را نشان می دهد

معنای زیارت

زیارت، در لغت به معنای دیدار کردن و رفتن به مشاهد متبرکه است. در عرف هم زیارت به دیدار کسی برای بزرگ شمردن و احترام به او معنا می شود. زیارت اصطلاحی نیز یعنی حاضر شدن زائر نزد قبری با آگاهی و شناخت از شخصیت کسی که در آنجا به خاک سپرده شده است. زیارت، یعنی به خانه امن امام پناه آوردن و فیض های بی شماری را نصیب خود ساختن. زیارت، یعنی تکریم و تجلیل از پیشوایانی که لحظه ای از اندیشه هدایت و ارشاد و تعلیم غفلت نداشته، عمر پربار خویش را در راه راهنمایی مردم به پایان رساندند. زیارت، یعنی تقدیر و سپاس گزاری از زندگی سراسر ایثار، فداکاری و جانبازی سروران دین. زیارت، یعنی خلوت گزیدن و راز و نیاز داشتن و انس یافتن با حجت خدا، و در یک کلام، زیارتْ صیقل دادن روح و شست و شوی دل از آلودگی گناه است.

فلسفه و آثار زیارت

دانشمندان اسلام به پیروی از آیات قرآن و احادیث، برای زیارت، به ویژه زیارت قبر صالحان و پیامبران فضیلت و ثواب قائل شده اند. در صدر اسلام، زیارت قبر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم و شهیدان راه خدا در میان مسلمانان یک سنت بود؛ چنان که فاطمه زهرا علیهاالسلام هر جمعه به زیارت قبر عموی خود حمزه می رفت و در کنار قبر او نماز می گذارد و گریه می کرد. زیارت قبور این گروه از شخصیت ها از جمله امام رضا علیه السلام نوعی سپاس گزاری و قدردانی از جانبازی و فداکاری های آنان است. اثر دیگر زیارت، یاد مرگ است که باعث می شود انسان خود را برای زندگی همیشگی آماده سازد و غم و شادی این دنیا را گذرا بداند و فریب این دار فانی را نخورد.

فضیلت زیارت امام رضا علیه السلام

رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «به زودی پاره تن من در زمین خراسان دفن می شود. هر غمناک و محزونی که او را زیارت کند، بدون شک خداوند غم و اندوه او را برطرف می سازد و هر گنهکاری که او را زیارت کند، بدون شک خداوند گناهان او را می آمرزد». همچنین خود امام رضا علیه السلام هم فرمود: «هر که مرا با این دوری قبر و غربت زیارت کند، در روز قیامت در سه جا نزد او می آیم تا او را از هول و هراس های وحشتناک رهایی بخشم: هنگامی که نامه های اعمال نیکوکاران در دست راست و نامه های اعمال بدکاران در دست چپ آنان پرواز کند، نزد صراط، و نزد میزان و ترازوی اعمال».

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 

طلوع زیباى شمس الشموس از مشرق کرامت و رأفت مبارک

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
میلاد هشتمین امام،هفتمین قبله و دهمین کشتی نجات،آقا امام رضا علیه السّلام بر شما مبارکباد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

ولادت باسعادت سلطان،امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان،حضرت رضا علیه السّلام مبارک

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

میلاد عالم آل محمد،هشتمین حجت سرمد،نگین درخشان وطن،السلطان ابا الحسن، حضرت رضا علیه السّلام مبارک باد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

میلاد شمس الشموس، خسرو اقلیم طوس، شاه انیس النفوس،مبارک باد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

میلاد هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت بر عاشقان طریقش مبارک باد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

میلاد على بن موسى الرضا،مأواى دل‏شکستگان و تکیه‏گاه درماندگان، بر دلدادگان بارگاه و حریمش مبارک باد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

مولا علی موسی الر ضا
دل برتو بستم از ازل
از این و ان بریده ام
اندر میان دلبران
عشق تو را بگزیده ام
ای هشتمین مولای ما
مولا علی موسی الرضا
بسپرده ام دل را به تو
من عاشق دلداده ام اسب دلم را باشعف
تا آستانت رانده ام
اندر شداید بی ریا مولای خود را خوانده ام
شاهنشهی و من گدا
مولا علی موسی الرضا
عشق جمال بوالحسن تا بذر بام سینه ام
من این پسر را چون پدر
باب الحوائج دیده ام چون واله ی دیرینه ام
ای قبله ی حاجات ما
مولا علی موسی الرضا * مو لا علی موسی الرضا


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

دوباره مي رسد از دور عطر و بوي رضا
كه تازه گردد از آن در دل آرزوي رضا
خمار دهر كجا راه مي تواند يافت
در آن دلي كه بنوشد مي از صبوي رضا
به گرد كعبه لطفش هماره مي گردد
زهر طرف دل شيدا به جستجوي رضا
به هر طرف نگري حلقه حلقه مي بيني
هزار عاشق سر مست گفت و گوي رضا
خداي من بنواز عاشقان كويش را
به يمن مقدم سر تا به پا نكوي رضا

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


 


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

|+| نوشته شده توسط فاطمه در شنبه شانزدهم مهر 1390  |
 
 

غيرت امام رضا عليه السلام

در بيان غارت لباسهاى اهلبيت عليه السلام در مدينه منوره در زمان جناب امام رضا عليه السلام ، در كتاب تحفه رضويه از كتاب غيور روايت كرده كه در زمان خلافت هارون الرشيد (عليه اللعنة و العذاب ) بعد از شهادت حضرت امام موسى كاظم عليه السلام شهزاد محمد بن جعفر صادق عليه السلام خروج كرده ، هارون ملعون ، سردارى بنام عيسى جلودى را به همراه لشكر بسيار به عزم دفع شهزاده محمد به مدينه منوره فرستاد، كه اگر مدينه را به تصرف خود آورد، شهزاده محمد را گرفته و به قتل رساند، و خاندان اهلبيت رسالت و زنان و دختران سلسله ابوطالب را غارت و نالان و عريان نمايد.
چون جلودى نابكار وارد مدينه شد و با شهزاده محمد قتال و محاربه شديد نمود، شهزاده را مغلوب و مدينه را متصرف شد، و شهزاده را به قتل رسانيد، چون از قتل شهزاده فارغ شد، به لشكريان خود فرمان داد، به خاندان حضرت امام رضا عليه السلام هجوم آورده شد، و احاطه نمود جلودى ملعون بنا به حكم هارون پاى جسارت پيش گذاشته خواست ، كه با لشكريان خود داخل دولت خانه حضرت امام رضا عليه السلام شده ، زنان و عيال و اطفال آل رسول صلى الله عليه و آله را به خانه اى جمع نمود، خود آن بزرگوار در همان خانه ايستاد، مانع شد،
جلودى فرياد زد كه يا ابالحسن من اين كار را با حكم امير المومنين هارون مى كنم ، تو نمى توانى كه مانع من و لشكر هارون شوى و من مامورم كه داخل اين خانه شوم ، و جميع دختران و زنان آل رسول صلى الله عليه و آله را غارت و عريان نمايم ، امام رضا عليه السلام به آن شقى فرمود: اگر مقصود تو گرفتن لباس و زينت ايشان است من خودم لباسها و زيورهاى ايشان را مى گيرم و به و تسليم مى نمايم ، ليكن نمى گذارم كه تو داخل حرمخانه ما شوى ! آن شقى رو سياه قبول نكرد،
تا اينكه آن حضرت قسم ياد كرد، كه من از لباس و زيور ايشان چيزى باقى نمى گذارم همه را گرفته به تو مى دهم آن شقى رو سياه باز قبول نكرد، تا اينكه آن حضرت با سعى و كوشش بسيار آن سنگدل را راضى نمود، و خود آن بزرگوار داخل حرمخانه شد و جميع لباسها و زيورهاى اهلبيت را حتى گوشواره و خلخال و دكمه هاى پيراهن ايشان را گرفته به جلودى لعين داد، و نگذاشت كه جلودى لعين يا يكى از لشكريان به حرمخانه اهلبيت داخل شوند.
مولف دلسوخته عرض مى كند پدر و مادر و مال و اولادم فداى غيرت تو باد يا امام رضا عليه السلام غيرت تو قبول نكرد كه شخص نامحرم داخل حرمخانه ات شود، پس فدايت شوم جد بيمار تو حضرت امام زين العابدين عليه السلام را چه حالت روى داد كه چون اهل كوفه و شام با بى حيائى تمام رو به خيام و اسيرى و غارت آل رسول آمدند.

منبع : داستانهايي از انوار آسماني

مساوات از ديدگاه امام رضا

مردى از اهالى بلخ مى گويد:
در سفر خراسان در خدمت امام رضا عليه السلام بودم ، روزى سفره غذا انداختند و امام همه غلامان و خدمتگزاران خود حتى سياهان را بر سر سفره نشانيد تا با آنها غذا بخورند.
عرض كردم :
فدايت شوم ! بهتر است براى اينان سفره جداگانه مى انداختند.
امام فرمود:
ساكت باش ! خداى همه ما يكى است ، پدر و مادرمان نيز يكى است و پاداش بستگى به عمل اشخاص دارد.

منبع :داستانهاي بحارالانوار جلد سوم /مولف :محمود ناصري

آنچه مصلحت بود

صفوان بن يحيى مى گويد:
در مدينه محضر امام رضا بودم با عده اى از كنار شخصى كه نشسته بود رد شديم . آن مرد به امام اشاره كرد و به عنوان امامت گفت :
اين پيشواى رافضيها (شيعيان ) است .
به حضرت عرض كردم : شنيديد آن مرد چه گفت ؟
فرمود:
آرى ، اما او مؤ منى است ، در راه تكميل ايمان گام بر مى دارد.
شب هنگام امام عليه السلام براى اصلاح او دعا كرد. طولى نكشيد مغازه اش آتش گرفت و دزدان باقى مانده اموالش را به غارت بردند.
سحرگاه همان شب آن مرد را ديدم متواضع و پريشان در كنار امام نشسته است . امام دستور داد به او كمك كردند.
سپس خطاب به من كرد و فرمود:
صفوان ! او مؤ منى است در راه تكميل ايمان قدم برمى داشت جزء آنچه ديدى به صلاح او نبود. (و راه اصلاحش همان بود كه انجام گرفت .)

منبع : داستانهاي بحارالانوار جلد سوم /مولف :محمود ناصري

|+| نوشته شده توسط فاطمه در دوشنبه چهارم مهر 1390  |
 

آقا شکسته بال خیالم کجا روم

بی اشک و چشم و مال و منالم کجا روم

رویم خجل نه کاسه گندم نه آبرو

دل در خیال راه وصالم کجا روم

ای آسمان هشتم چشمان بی ریا

عمری فقیر اشک زلالم کجا روم

دعبل صفت ز گوشه چشمم ستاره ها

قد می کشد به اخر فالم کجا روم

من بی حضور چشم تو غم را خریده ام

از نسل رود های زوالم کجا روم

من در خیال چشم تو آقا شناورم

در پیچ و تاب کسب کمالم کجا روم

باشد همین نذر نگاهم طبیب دل

کی می دهی جواب سوالم کجا روم

 یا امام رضا  حاجاتمو براورده بخیر کن

یا امام رضا شفاعتمو پیش خدا بکن

 

|+| نوشته شده توسط فاطمه در یکشنبه ششم شهریور 1390  |
 

یا ضامن آهو


 
کبوتر دلم را پر می دهم سوی گنبد طلاییت و با دستان پاییزی ام از حوض زلالت وضو می سازم تا از دشت سخاوتت ستاره بچینم.

از شبنم خفته بر حاجتهایم و ذکر یا ضامن اهو ، سجاده ای می بافم به بی رنگی نور و عطر شبانه های نیاز، به یاد تو قاصدکی میشوم نشسته بر لبهای ترک خورده انتظار

|+| نوشته شده توسط فاطمه در جمعه هفتم مرداد 1390  |
 



اى على موسى الرضا! اي پاکمرد يثربى، در توس خوابيده! من تو را بيدار مى دانم...

زنده تر، روشن تر از خورشيد عالم تاب
از فروغ و فرّ و شور زندگى سرشار مى دانم
گر چه پندارند: ديرى هست، همچون قطره ها در خاک
رفته اى در ژرفناى خواب
ليکن اى پاکيزه باران بهشت! اى روح! اى روشناى آب!
من تو را بيدار ابرى پاک و رحمت بار مى دانم
اى (چو بختم) خفته در آن تنگناى زادگاهم توس!
ـ (در کنار دون تبهکارى که شير پير پاک آيين، پدرت
آن روح رحمان را به زندان کشت) ـ
من تو را بيدارتر از روح و راح صبح، با آن طرّه زرتار مى دانم
من تو را بى هيچ ترديدى (که دلها را کند تاريک)
زنده تر، تابنده تر از هر چه خورشيد است، در هر کهکشانى، دور يا نزديک،
خواه پيدا، خواه پوشيده
در نهان تر پرده اسرار مى دانم
با هزارى و دوصد، بل بيشتر، عمرت،
اى جوانى و جوان جاودان، اى پور پاينده!
مهربان خورشيد تابنده!
اين غمين همشهرى پيرت،
اين غريبِ مُلکِ رى، دور از تو دلگيرت،
با تو دارد حاجتى، دَردى که بى شک از تو پنهان نيست،
وز تو جويد (در نهانى) راه و درمانى.
جاودان جان جهان! خورشيد عالم تاب!
اين غمين همشهرى پير غريبت را، دلش تاريک تر از خاک،
يا على موسى الرضا! درياب.
چون پدرت، اين خسته دل زندانىِ دَردى روان کُش را،
يا على موسى الرضا! درياب، درمان بخش.
يا على موسى الرضا! درياب...


|+| نوشته شده توسط فاطمه در پنجشنبه سی ام تیر 1390  |
 
 

  

آي کبوتــر که نشستي روي گنبد طلا

هر کجا پــر ميزني تو حــرم امام رضـا

من کبوتر بقيعــم با تو خيلي فرق دارم

جاي گنبـد سرمو به روي خــاکا ميذارم

خونه ي قشنگ تو کجا و اين خونه کجا ؟؟

گنبــد طــلا کجا قبراي ويروونه کـــجا ؟؟

اونجا هـــر کـــي ميپره طايــر افلاکـــي ميشه

اينجا هر کي ميپره بال و پرش خاکي ميشه

اونجـــا خادمــــا با زايــــر آقــــا مهــــربونن

اينجـــا زايـــرا رو از کنـــار قبـــرا ميــــرونن

تو که هر شب ميسوزه صد تا چراغ دورو برت

به امام رضـــا بگو غريـــب تويي يا مـــادرت ؟

  

  

|+| نوشته شده توسط فاطمه در سه شنبه هفتم تیر 1390  |
 

  

فرا رسیدن میلاد  با سعادت حضرت جواد الائمه علیه السلام به پیشگاه امام زمان (عج) و پدر بزرگوارشان امام رضا علیه السلام و شیفتگان آن حضرت تبریک عرض میکنم

  

نسیمی از سر زلفت بهار دنیا شد
تو آمدی و امیدی به عشق پیدا شد
تو آمدی و خبر آمد از سرادق عرش
زمین برای همیشه پر از مسیحا شد
درست مثل زمان تولد زهرا
مدینه مثل زمین های مکه زیبا شد
هزار حظ منزه به دیده اش آمد
همین که چشم ستاره به روی تو وا شد
و آسمان اگر امروز این همه بالاست
به پای قامت طوبایی شما پا شد
صدای پای کریمانه تو می آید
دلم به پشت در خانه تو می آید
تو نور عشقی و حق آفتابتان کرده است
دعای سبزی و حق مستجابتان کرده است
میان خیل هزاران  هزار بخشنده
برای جود خودش انتخابتان کرده است
هزار و چهار صد سال می شود که خدا
مرا پیاله به دست شرابتان کرده است
تو را سرشته و ادغام کرده با قرآن
تو را نوشته و حالا کتابتان کرده است
قسم به کعبه برای شفاعت فرداست
اگر جواد الائمه خطابتان کرده است
خدا سرشته تو را تا که مثل نور کند
کریمی اش به کریمی تو ظهور کنتد
مسیح سبز نفس های تو حیاتم داد
شعاع نور ضریحت به جاده ام افتاد
برای آنکه خدا حاجت مرا بدهد
مرا نوشت و مرید  تو را نوشت مراد
به روی صفحه پیشانی ام ملائک تو
نوشته اند سگ خانه امام جواد
چگونه لطف نداری به این اسیری که
غلام حلقه به گوش تو بوده مادر زاد
صدای اول عشق و صدای آخر عشق
تمام عشقی و ای عشق خانه ات آباد
رسیده است به روی مهت سلام رضا
علی اکبر در خانه امام رضا
تو آمدی پی اکرام و هم نشینیمان
جواب عاطفه باشی به مستکینیمان
تو آمدی  ز طبق های آسمان پایین
و کردی از پی چشمانتان زمینیمان
چگونه دست توسل نیاوریم آقا
تو آمدی که همیشه گدا ببینیمان
توی تو ماحصل چله توسل ها
تویی شراب طهورای اربعینیمان
تویی که حق خدایی به گردنم داری
تو آفریده شدی تا بیافرینیمان
تو را جواد و مرا آفریده ات کردند
قتیل آن دو کمان کشیده ات کردند
نگاه بی مثلت از تبار خورشید است
ضریح چشم قشنگت مدار خورشید است
کواکب از جریان تو نور می گیرند
طلوع نور شما تا دیار خورشید است
تو انعکاس جمال امام خورشیدی
شبیه آینه ای که کنار خورشید است
همین که سردی مان رفت و فصل گرما شد
به گوش خویش سرودم که کار خورشید است
قسم به حرمت خاک زمین کرب و بلا
به ان دیار که مهپاره بار خورشید است
جواب کودک خورشید سر بریدن نیست
جواب نور گلوی سحر بریدن نیست

  

 

  

همچو پروانه به دور حرمت می‏گردم‏

نالم آنقدر که تا چاره نمائی دردم‏

 به امیدی به در خانه‏ی تو آمده‏ام‏

نظری کن به دل خسته و رنگ زردم‏

آبرو نیست مرا بس که گنه بنمودم‏

بر در دوست تو را حال شفیعم کردم‏

گر روا حاجتم ای شاه ز احسان نکنی‏

به چه امید سوی شهر و وطن برگردم‏

«تابع» و روسیهم زائر قبرت گشتم‏

نا امید منما گر چه بسی بد کردم‏

  

|+| نوشته شده توسط فاطمه در یکشنبه یکم خرداد 1390  |
 پناه عاشقان

  

عاشقان را کو پناهی غير توس؟

ای دل! من آتشين آهی بر آر
تا بسوزی دامن ايـن روزگار

روزگـار مـردمی‌ها سوخته
چهره‌ی نامــردمی افروخـته

کينه‌ها در سينه‌ها انباشته
پرچــــم رنگ و ريـا افراشته

دشت سبز اما ز خار و کاکتوس
وز تبر شد هيمـه عود و آبنوس

آب دريا تن به موج کف سپرد
مـوج دريا اوج را از يــاد بـرد

جان‌به‌لب شد از رياکاری شرف
خوب بودن مرد و بودن شد هدف

آب هم آييــنه را گم کرده اسـت
سنگ در دل‌ها تراکم کرده است

تيرگی انبوه شـد پشت سحـر
صبح در آفاق شب شد دربه‌در

نغمه‌های عشق هم خاموش شد
اين قلندر بـاز شولاپوش شد

ارغوان روی او کمرنگ شد
پرنيانش همنشين سنـگ شـد

خاک را از خار و خس انباشتند
ياس را در کرت شبدر کاشتنـد

نامرادی را دوا در کـار نيست
مـهر دارو در دل بازار نيـست

گـر دلی مجروح گردد از جفا
نيست گلخندی که تا يابد شفـا

نسخه‌ای نو در فـريب آورده‌اند
بوسه، دارويی که پنهان کرده‌اند

در دل اين روزگار پرفـسوس
عاشقان را کو پناهی غير توس

ای شفابخش دل بـيمار ما!
چاره‌ای کن از نگه در کار ما

خيل صيادان که در هر پشته‌اند
آهوان دشـت‌ها را کـشته‌اند

تا نـهد دل در رهت پا در رکـاب
اشک پيش افتاد و دل را زد به آب

  



 

|+| نوشته شده توسط فاطمه در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390  |
 

  

تا در ره عشق آشنای تو شدم
بیگانه ز خویش و مبتلای تو شدم
هر جا که رها شوم به بامت آیم
من کهنه کبوتر هوای تو شدم
از هر رگ دست تو کرم موج زند
خوشبخت منم ، من که گدای تو شدم
بر خاک تو سر نهاده ام خورده مگیر
چون خار خلیل گر به پای تو شدم
فردا به عزیز مصر هم می نازم
کامروز غلام بی بهای تو شدم
از عرش فرشته گویدم حج مقبول
تا زائر مجلس عزای تو شدم
محتاج نیم به غیر تا هستی تو
عمریست که سر خوش از عطای تو شدم

   

|+| نوشته شده توسط فاطمه در شنبه ششم فروردین 1390  |
 سرشک دیده

  

ای خاک خراسان ز وجود تو معطر

ای قلب محبان ز ولای تو منور

ای بر همه ی عالم اسلام تو سلطان

وی بر همه ی امت اسلام تو رهبر

ای نام تو روشنگر دلهای پریشان

وی مهر تو بر سینه ی عشاق تو زیور

از چیست که نام تو قرین است به غربت

ای شمس ولا،نور خدا،سبط پیمبر

تقدیر چنین شد که غریبانه دهی جان

در حجره ی در بسته جدا از سر و همسر

جانم به فدای جگر سوخته ی تو

ای در بر خوبان جهان از همه بهتر

از زهر جفا گوشه ی غربت چه کشیدی

نه یار وفادار تو را بود و نه یاور

با جسم شریفت چه بگویم که چه ها کرد

در کاخ ستم زاده ی هارون ستمگر

مامون به فنا رفت و تویی زنده ی جاوید

ای ملک جهانت به کرم گشته مسخر

  

|+| نوشته شده توسط فاطمه در یکشنبه یکم اسفند 1389  |
 آشناي غريبان

  

كاش يك شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم
ريزه خوار مشرق خوان دو چشمت می‌شدم

كـاش يك شب می‌گذشتم از فراز چشم تو
گرم گلگشـت خـراسان دو چشمت می‌شدم

كـاش يـك شب می‌سرودم گنبد زرد تو را
فارغ از دنيا، غزلخوان دو چشمت می‌شدم

كاش يك شب می‌نشستم بر ضريح چشم تو
بـاز هـم پـابـند پيمان دو چشمت می‌شدم

صحن و ايوان تو را اى كاش جارو می‌زدم
چـون كـبوترها نگهبان دو چشمت می‌شدم

ضـامن آهـوست چشمان دو شهد روشنت
كـاش آهـوى بـيابان دو چشمت می‌شدم

كاش يك شب معرفت می‌چيدم از چشمان تو
غـرق در درياى عرفان دو چشمت می‌شدم

كـاش يك شب می‌شدم خيس نگـاه سبز تو
شـاهد اعـجاز بـاران دو چشمت می‌شدم

كاش يك شب نور می‌نوشيدم از چشمان تو
مـی‌درخشيدم، چراغان دو چشمت می‌شدم

سخت شيرين است طعم روشن چـشمان تو
كاش يك شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم

 

|+| نوشته شده توسط فاطمه در شنبه دوم بهمن 1389  |
 نمونه ای از احادیث حضرت امام رضا علیه السلام

 

در سوگ زین العابدین زهرا نشسته، تیر غم از داغش بر این دلها نشسته

فرا رسیدن شهادت سید الساجدین حضرت امام زین العابدین علیه السلام را ، به پیشگاه امام زمان (عج) و همه شیعیان آن حضرت تسلیت عرض میکنم

 

امام رضا (ع) فرمودند:


تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا
به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.
 
(بحارالانوار،ج78،ص 347)
 
   
 
امام رضا (ع) فرمودند:

مَن حاسَبَ نَفسَهُ رَبَحَ وَمَن غَفَلَ عَنهَا خَسِر
آن کسى که نفسش را محاسـبه کند، سـود برده است و
آن کسى که از محاسبه نفس غافل بماند ، زیان دیده است.
 
(بحار الأنوار، ج 78، ص 352، باب 26، ح 9)
 
 
  
امام رضا (ع) فرمودند:

مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل
هر کـس به رزق و روزى کم از خدا راضى باشد ، خداوند از عمل کم او راضى خواهد بود .
 
(بحـارالانـوار،ج 78،ص 357)
 
 
 
 امام رضا (ع) فرمودند:

لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ:
اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا.
هیچ بنده ‏اى حقیقت ایمانش را کامل نمى ‏کند مگر این که در او سه خصلت
باشد: دین‏ شناسى ، تدبر نیــکو در زندگى ، و شکیـبایى در مصیبت‏ها و بلاها.

(بحار الانوار، ج 78، ص 339، ج1 )
 
 
 
امام رضا (ع) فرمودند:

مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه یـَوم القیمة
هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى بر طرف نماید ، خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد.  
 
(اصول کافى، ج 3، ص 268)
 
 
 
 امام رضا (ع) فرمودند:

صدیقُ کلُّ امری عَقلُهُ و عَدُوُّهُ جَهلُهَ
دوست هرکسی عقل اوست و دشمن هر کس نادانی اوست.  

(جهاد النفس، ج82)

 
امام رضا (ع) فرمودند:

ان الایمان افضل من الاسلام بدرجة, والتقـوى افضـل مـن الایمان بدرجة و لم یعط بنوآدم افضل من الیقین.
ایمان یک درجه بالاتر از اسلام است, و تقوا یک درجه بالاتر از ایمان است و به فـرزنـد آدم چیزى بـالاتـر از یقیـن داده نشده است.

(تحف العقول، ص445)
 
 
 
  امام رضا (ع) فرمودند:

اَحسِنِ الظَّنَّ بِالله فاِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَل یَقولُ : اَنَا عِندَ ظَنِّ عَبدی بِی فَلا یَظُنَّ بی الّا خَیراً.
گمــان نیــکو به خــداوند داشته باش زیرا خداوند عــز و جل می فرماید:
من در نزد گمان بنده ام حاضرم پس بنده ام جز گمان خیر به من نداشته باش.

(جهاد با نفس، ح 147)
 
 
 
امام رضا (ع) فرمودند:

مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحیَی فیه أمْرُنا, لَمْ یَمُتْ قَلبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ القُلُوبُ.
 
هر كه در مجلسی بنشیند كه در آن معارف ما [اهل بیت] زنده شود ، در روزی كه قلبها می‌میرد ، قلب او نخواهد مرد.
 
( بحار الأنوار، ج 49، ص 90)

 

  
|+| نوشته شده توسط فاطمه در سه شنبه هفتم دی 1389  |
 

 

هشتمین حجت خدا اینجاست

قبله هفتمین رضا اینجاست

هر چه خواهی بخواه از این درگاه

منبع رحمت خدا اینجاست

بنگری گر به دیده تحقیق

مظهر ذات کبریا اینجاست

به کجا می روی تو ای سایل

صاحب بخشش و عطا اینجاست

روی کن جانب امام ریوف

که ملاذ شه و گدا اینجاست

آنکه بودی حریم اقدس او

عطر آگین کند فضا اینجاست

بهتر از روضه بهشت برین

روضه شاه دین رضا اینجاست

نور چشمان موسی جعفر

گل گلذار مرتضی اینجاست

گره افتاده ای که در کارت

باش آگه گره گشا اینجاست

آنکه گیرد ز راه لطف و کرم

دست ما را در آن سرا اینجاست

کیمیای سعادت ار طلبی

با خبر باش کیمیا اینجاست

آنکه در شدت مصا ئب بود

به رضای خدا رضای خدا اینجاست

آنکه هر سایلی به درگاهش

می نهد روی التجا اینجاست

آنکه گردون به خاک درگه او

قامتش می شود دو تا اینجاست

آنکه در هر بلا و غم گیرد

دست افتاده ای ز پا اینجاست

آنکه هر شیعه بهر غربت او

هست با چشم پر بکا اینجاست

آنکه هر روز اشک غم می ریخت

بهر سلطان کربلا اینجاست

  

 

 

|+| نوشته شده توسط فاطمه در پنجشنبه یازدهم آذر 1389  |
 
 
بالا
وبلاگکد ماوس

كدهای جاوا وبلاگ





جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ